موسسه اندیشه ملل

موسسه اندیشه ملل

جشن میلاد پیامبر – صلی الله علیه و اله –

جشن ميلاد پيامبر عليه السلام از جشن هايي است كه از قرن هاي گذشته مسلمانان به بزرگداشت آن عادت كرده و هميشه پا بر جا و در قلوب همه مسلمان زنده بوده است، و به مناسبت اين روز در خانه ها و مساجدِ شهرهاي مختلف اسلامي جشن هاي بزرگي برگزار مي كنند. مسلمان نيز همانند هر ملت ديگري به مقدسات خود احترام مي گذراند و اين روزهاي بزرگ و مناسبت هاي با عظمت را گرامي مي دارند و سعي مي كنند بهره برداري هاي لازم را از اين مجالس داشته باشند.

هر چند جايز بودن جشن ميلاد پيامبر صلي الله عليه و آله روشن و واضح است; ولي برخي افراد مي خواهند با استناد به فهم غلط خود از معناي بدعت، اين مجالس را به تعطيلي بكشانند و بسياري از مباحات ديگر را به بهانه ي اين كه نصي در مورد آنها وارد نشده است تحريم نمايند.

به همين دليل مسأله جشن ميلاد پيامبر صلي الله عليه و آله را مورد مطالعه قرار مي دهيم تا حدود شرعي آن را مشخص سازيم و سپس در مورد نظريه قائلين به حرمت آن، در چند امر بحث خواهيم كرد:

امر اول : حادثه ی مقدس زمان خود را مقدس می کند

آيا امكان ندارد همچنان كه شب هاي قدر و روزها و شب هاي ماه رمضان يا عيد فطر يا عيد قربان يا مبعث پيامبر صلي الله عليه و آله به واسطه حوادثي كه در آن روزها واقع شده، مقرون به خير و بركت شده اند، روزها و ساعات ديگري هم كه حوادث مقدس و الهي در آن ها واقع شده است، مقدس شوند؟

اگر رواياتي كه اين معني را مورد بررسي قرار مي دهند ملاحظه كنيم، خواهيم ديد كه حادثه بزرگ و مبارك عظمت خود را بر زمان خود افاضه مي نمايد.

در صحيح مسلم در مورد فضيلت روز جمعه آمده است:

((خدا آدم را در روز جمعه آفريده و او را در روز جمعه وارد بهشت كرد))(1).

همچنين خداي متعال در مورد بركت ماه رمضان مي فرمايد:

{شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًي لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَي وَالْفُرْقَانِ}(2)

((ماه رمضان، ماهي كه قرآن، براي راهنمايي مردم، و ارائه ي نشانه هاي هدايت، و فرق گذاشتن ميان حق و باطل، در آن نازل شده است)).

همچنين در مورد بركت در شب قدر مي فرمايد:

{إنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ

خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ}(3)

((ما آن را در شب قدر نازل كرديم. و تو چه مي داني شب قدر چيست؟ شب قدر بهتر از هزار ماه است)).

جاودانه بودن بركت در اين ماهها و روزها و شب ها به خاطر حوادث مهم الهي، مثل نزول قرآن در آن ها بوده است.

اگر سرچشمه قداست ايام به حوادث مبارك الهي بر مي گردد، چرا روز ولادت پيامبر صلي الله عليه و آله كه روز مباركي است مستحق تقديس نباشد؟

اين قضيه در مورد مناسبت هايي مثل جشن عيد فطر، عيد قربان عيد غدير و روز عرفه كه نص خاصي در مورد آنها وارد شده هم صحيح است.

عده اي در مورد بزرگداشت اين مناسبت ها افراط كرده اند و در مقابل عده اي به گمان اين كه اين گونه تجليل ها و بزرگداشت هاي خاص، بدعت است و سكوت در مقابل آن جايز نيست، هر گونه بزرگداشتي را كه مربوط به پيامبر صلي الله عليه و آله و اهل بيت آن حضرت باشد باطل مي دانند، لذا جشن هاي مسلمانان در ميلاد پيامبر صلي الله عليه و آله را ناآرام كرده، و به خاطر نبودن نص خاص در مورد آن و به بهانه ي برافراشتن پرچم توحيد، هر چه را كه مربوط به اولياء خدا ـ كه مصاديق واقعي هدايت و چراغ هاي فروزان معنويت، براي راهنمايي بندگان، به سوي معبود هستند ـ باشد، مورد انكار قرار داده اند.

از جمله قضايايي كه در زمان ما مورد انكار آنان قرار گرفته است، قضيه جشن هاي ميلاد پيامبر صلي الله عليه و آله و اهل بيت آن حضرت عليهم السلام مي باشد.

—————————–

1. . صحيح مسلم ج 3 ، ص6 كتاب الصلاة ، باب فضل يوم الجمعة

2. . بقره: (2)، 185.

3. . قدر: (97)، 1 ـ 3.

– امر دوم : آیا جشن میلاد پیامبر – صلی الله علیه و اله – بدعت است؟

براي شناخت مسائلي كه در دين جايز است، لازم است بدانيم كه اگر در مورد مسأله اي نص خاصي از دين داشته باشيم آن مسأله جايز خواهد بود; مثل جشن عيدهاي فطر و قربان و اجتماع در روز عرفه. اين روزها از روزهايي است كه جواز جشن يا اجتماع مردم در آنها، مورد هيچ شكي نيست و قطعاً بدعت هم نيستند.

گاهي در يك مسأله، به صورت كلي نصي وارد شده است; يعني نص خاصي در مورد آن نيست كه اين موارد هم جائز هستند، در اين موارد مكلف در چگونگي انجام كار به اختيار خود واگذاشته شده است تا با هر سليقه اي كه مي خواهد انجام دهد، به شرط اينكه محرمات را در آن داخل نسازد.

براي توضيح بيشتر به مثال هاي زير اشاره مي شود:

1. شارع مقدس در مورد تعليم و تربيت فرزندان بسيار سفارش نموده است و شكي نيست كه انجام اين مسأله روش هاي مختلفي مي تواند داشته باشد كه بر حسب زمان، تغيير مي يابد; مثلا نوشتن در زمان هاي گذشته با قلم ني يا پر پرندگان انجام مي گرفته است، ولي اكنون روش هاي نوشتن و آموختن فرق كرده است، به شكلي كه دستگاههاي پيشرفته اي; مثل رايانه و نوارهاي صوتي و امثال اين ها از وسايل كمك آموزشي، مي توانند در پيشرفت يادگيري مؤثر باشند.

مي بينيم كه شارع مقدس، مسأله آموزش را به صورت كلي سفارش فرموده است، ولي سليقه و روش آموزش را به عهده مكلفين گذاشته  است.

2. گفته مي شود عده اي از صحابه قرآن كريم را در مصحفي جمع آوري نمود، اين عمل را كسي بدعت نشمرد، بلكه تطبيقي عملي از كلام خداوند بود كه ميفرمايد:

{إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}(1)

ما قرآن را فرو فرستاديم وما نگهبان آن هستيم

مسلمانان به قرآن اهتمام فراواني داشته و براي كتابت، نقطه گذاري، اعراب گذاري كلمه ها و جمله ها، شماره آيات، مشخص سازي نقطه ها از طريق رنگهاي قرمز تلاش كرده اند احترام به حافظان قرآن و برگزاري جشن ها براي آنان و كارهايي از اين قبيل براي نگهداري و پايداري قرآن است. بر فرض كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و صحابه و تابعين هم در مورد اين امور كاري انجام نمي دادند، براي جواز آن كافي است كه اصل ومبناي آن در شريعت وجود دارد.

3. دفاع از كيان اسلامي و حفظ استقلال و نگهباني مرزهاي آن در مقابل دشمنان يك اصل مسلم قرآني است كه در آيه كريمه:

{وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ}(2)

بدان اشاره دارد. و اما اين كه كيفيت دفاع چگونه بايد باشد، اسلحه از چه نوع باشد و كيفيت بكارگيري نيروهاي نظامي چگونه باشد، همه اينها از مقدمات اين دفاع هستند. اگر گفته شود كه بسيج عمومي مثلا بدعت است، اين يك نوع غفلت از اصل قضيه است و حال آنكه اسلام اصل را بنا نهاده و شكلها و رنگها و اشكال مختلف را در اختيار مكلفين گذاشته است كه بستگي به اقتضاءات زمان دارد.

اين همان اصلي است كه بوسيله آن بدعت از تطبيق و بدعتگذاري از پيروي مشخص مي شوند.

—————————–

1. . حجر: (15)، 9.

2. . الانفال: (8)، 60.

– امر سوم : لزوم احترام به پیامبر در حیات و بعد از حیاتِ ایشان

تعدادي از آيات قرآن كريم در مورد وادار ساختن بر احترام و بزرگداشت و محبت به شخص پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وارد شده اند كه عبارتند از:

آيه شريفه:

{فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}(1)

يعني: ((پس كساني كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نوري كه با او نازل شده پيروي نمودند، آنان رستگارانند)).

مفسرين مي گويند:

مراد از ((عزّروه)) در اين آيه مطلق ياري نيست چرا كه ياري را با عبارت (نصروه) از (عزروه) جدا ساخته است، بنابراين اگر مراد از ((عزّروه)) همان ياري بود دليلي براي تكرار نصرت نداشت پس لابد مراد از (عزّروه) همان بزرگداشت و احترام و يا ياري همراه با بزرگداشت است(2).

2. آيه شريفه:

((يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ * إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَي لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ}(3)

يعني: ((اي كساني كه ايمان آورده ايد! صداي خود را فراتر از

صداي پيامبر نكنيد، و در برابر او بلند سخن مگوئيد (وداد و فرياد نزنيد) آن گونه كه بعضي از شما در برابر بعضي بلند صدا مي كنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالي كه نمي دانيد! * آنها كه صداي خود را نزد رسول خدا كوتاه مي كنند همان كساني هستند كه خدا دلهايشان را براي تقوي خالص نموده، و براي آنان آمرزش و پاداش عظيمي است.!))

اين آيه شريفه اشاره به يك ادب ويژه اي دارد كه سزاوار است هنگام برخورد مسلمانان با رسول خدا صلي الله عليه و آله آن را رعايت نمايند، ضمن اينكه بايد جايگاه و موقعيت آن حضرت را در نظر گرفت كه او فرستاده خدا و هدايت كننده به سوي پروردگار است و ـ همچنانكه آيه به آن اشاره دارد ـ همه اينها به اعتبار اين است كه متصف به مقام نبوت شده است.

 

 

بقیه مطالب در دانلود فایل می باشد .

 

برای داشتن فایل به صورت رایگان از طریق تماس با ما در ارتباط باشید.